- اين سكوت داره گوشامُ كر ميكنه. دِ يه چيزي بگو لامصّب!
- دوست داري چي بشنوي؟
- صداتُ.
- هه! يه صداي زنگخوردهي گوشخراش.
- هرچي اسمشُ ميخواي بذاري بذار. اين صدا برا من يادآور...
[صداي ممتد سرفههاي خشك]
- شنيدي؟
- تو چي؟ ديدي؟
- چيُ؟
- چشمامُ! اشكامُ!
- اين اشكا براي بدرقهي من اومدن!
[صداي تيك تاك ساعت... صداي نفسهاي آخر... صداي سكوت]
+ نوشته شده در شنبه نهم خرداد 1388ساعت 19:8  توسط علی محمدی
